سلام دوستان این هم از بخش اول متن پروژه ی EFQM

امیدوارم با خوندن این متن به گنجینه ی اطلاعاتتون اضافه بشه

مدلهای تعالی سازمانی و سازمانهای متعالی(EFQM)

آقای قمری و آقای اسماعیل زاده

عزم خود را جزم از بهر تعالی می کنیم

                                    سازمان را از نقاط ضعف خالی می کنیم

کاستی را هر کجا یابیم ، آغازی بود

                                    فرصت بهبود باشد، وز پی اش رازی بود

در مسیر این تعالی راهها را طی کنیم

                                   سد و مانع گر هویدا گردد آن را پی کنیم

تا که ۹ معیار را پوشش دهیم

                                  تن به کار و جوشش و کوشش دهیم

رهبری ماموریتها و جهت تعیین کند

                                  اولین معیار باشد، الگویی تامین کند

خط مشی و راهبردی گر نباشد در میان

                                  سازمان قادر نباشد پی بگیرد آرمان

هر توان فردی و جمعی و هر شایستگی

                                 بهره باید جست از آن با دانش و بایستگی

از شراکتهای بیرونی بباید سود جست

                                تا به اجرا هر فرایندی نگردد زود سست

هر فرایندی که طراحی، مدیریت شود

                                 باید از نوآوری،  مملو ز کیفیت شود 

خلق سازد ارزشی را از برای مشتری

                                 تا برآورده نماید خواستهای مشتری

از شکایات و ز ادراکات و هم تقدیرها

                                دائما اندازه گیری باید از تقدیرها

در نتیجه، جامعه هم مشتری و کارمند

                             پایش و اندازه گیری باید اندر سال چند

دستْ آوردِ کلیدیِّ عملکرد و هدف

                            در میان، معیارها را گوئیا همچون صدف

گر تعالی طلبی، از منطقش آگاه باش

                          از نتایج تو مشو غافل، پیِ آن راه باش

پایداری، در عملکرد نکو حاصل شود

                         هر هدف، تعیین ، هرکس سوی او نایل شود

در مسیر دستیابی بر نتایج، گوش دار

                      رویکردی بایدت مطلوب و خوب ای هوشیار

نکته ای باشد مهم در رویکرد سازمان

                       اینکه جاری سازد آن را فرد فردِ سازمان

در تعالی، ارزیابی گر بود در کارِ ما

                    راست می گردد به گِردِ حقْ، نوکِ پرگارِ ما

 

                 « محمد امامی »

                                                                                      

همه روزه به نحو فزاینده ای به پیچیدگی عملکرد و ارتباطات بنگاه ها با ذینفعان آنان شامل مشتریان ، سهامداران ، مدیران ، کارکنان ، تأمین کنندگان ، نهادهای دولتی ، اقتصادی و اجتماعی و جامعه افزوده می شود . ارزیابی عملکرد و وضعیت موجود سازمان و شناسایی زمینه های بهبود برای بقاء در محیطی که هر روزه بیشتر رقابتی شود نیاز به چارچوبی سامان یافته دارد که بتواند عوامل گوناگون در ارتباطی پویا مورد تجربه و تحلیل قرار داده و مستمراً آن را با شرایط محیطی بسنجد . در آغاز قرن بیستم به نظر می رسید که بازرسی محصولات و کسب اطمینان از کیفیت و انطباق ویژگی محصول با مشخصات مورد نظربرای پیروزی در عرصه رقابت کافی است . پس از جنگ جهانی دوم ، توسعه نظام و روشهای پیچیده کنترل کیفیت سطح متعالی و پیچیده تری از ابزارهای مدیریتی را عرضه نمود ، ولی به زودی افزایش رقابت در بازارها نشان داد که نیاز به ابزارهای کارآمدتری است که در پاسخ به این نیاز نظام های تضمین کیفیت و سپس مدیریت کیفیت و استانداردهای جهانی متناسب با آن پدیدارشد . مدیریت فراگیر کیفیت مرحله پیشرفته تری از تلاش های بشری در این حوزه به شمار می آید و پیچیده ترین ابزاری است که از تکامل تلاش های مختلف در حوزه مدیریت و ارتقاء بهره وری به وجود آمده است .

 مدل های تعالی سازمانی از یک سو چارچوبی برای ارزیابی و سنجش عملکرد و وضعیت امروز و شناسایی زمینه های بهبود و تعالی سازمان است و از سوی دیگر نقشه و راهنمای عمل سازمان ها برای پرداختن به تمامی عوامل مؤثر یافتن نقاط قوت و زمینه های بهبود است . این مدل ها امکان شناسایی بهترین و موفق ترین تجارب را فراهم ساخته و راه هایی مؤثر برای انتقال این تجارب و تسری آنها در سازمان های دیگر را بوجود می آورند . بدین ترتیب بستر مناسب جهت ارتقاء توان مدیریتی در سطح جامعه و کارآمدی عمومی تحقق می یابد .

 نگاهی به ارزش ها و مفاهیم بنیادین مدل تعالی سازمانی در ایران که بر گرفته از تلاش ها و تجارب اروپایی متحد است ، نشان می دهد که اساس و کلیدی ترین مفاهیم کسب و کار در این مدل مورد توجه قرار گرفته است .

مدل های تعالی سازمانی پاسخ های مناسبی به این پرسش ها می دهند :

1.      سازمان برتر چگونه سازمانی است ؟

2.      چه اهداف و مفاهیمی را پیگیری می کند ؟

3.      چه چشم اندازی دارد و آینده را چگونه می خواهد ؟

4.      چه ارزش هایی بر رفتار آن حاکم است و چه معیارهایی برای سنجش در اختیار دارد ؟

هر یک از مفاهیم فوق می تواند دریچه های متعددی برای تحول اساسی در سازمان ها و ارتقاء عملکرد آنها بگشاید .                        
در یک نگاه کلی می توان دریافت که تعالی در این مدل ها در پس دستیابی به نتایجی است که رضایت تمامی ذینفعان سازمان را برآورده نموده و ارزش های مطلوب برای آنان ایجاد نماید . تمرکز را بر شناسایی و تأمین نیازهای مشتریان قرار می دهد ، بر رهبری دوراندیشانه و الهام بخش و همراه با ثبات در مقاصد تأکید می کند و آن را امری حیاتی برای همسویی سازمان بر مبنای چشم اندازی روشن مشتمل بر اهداف مشخص و ارزش های متعالی و فراگیر می شناسد ، به ایجاد مدیریت مؤثری از طریق مجموعه ای از نظام ها و فرایندها و متکی به واقعیت ها تأکید میکند .

 

تعالی سازمانی

 

آنچه به عنوان سؤال بزرگ، فراروی سازمان‌ها قرار دارد این است که با چه ابزاری و چگونه می‌توان ضمن بررسی موارد مختلف، به شکل جامع تمام نقاط قوت و حوزه‌های قابل بهبود را شناسایی و خود را برای حضوری موفق در عرصه رقابت آماده کرد. امروزه اندیشمندان و متفکران بهره‌وری بر مدیریت کیفیت جامع به عنوان راه‌حل فراگیر برای افزایش کارامدی سازمان‌ها از طریق ایجاد سیستمی در مدیریت که ضامن انجام کارها به‌طور صحیح، مداوم و در همه سطوح و زوایای سازمان باشد تأکید دارند.

در چارچوب توجه به مدیریت کیفیت جامع، مدل‌های تعالی سازمان به عنوان ابزاری برای استقرار سیستم‌ها و نظام‌های مختلف مدیریتی در سازمان‌ها و نیز ابزاری برای سنجش میزان موفقیت آنها در استقرار این نظام‌ها معرفی شده‌اند. به کارگیری این مدل‌ها در سازمان‌های مختلف، نشان‌دهنده رشد قابل توجهی است که در شاخص‌های عملکرد آنها اتفاق افتاده است. صرف‌نظر از اینکه سازمان در چه بخشی فعالیت می‌کند و اندازه آن در مقیاس‌های اقتصادی چقدر است، برای اینکه بتواند به موفقیت دست یابد، باید چارچوب مدیریتی مناسب را برای خود انتخاب کند. مدل تعالی سازمانی، ابزار عملیاتی قوی است که برای مقاصد مختلف سازمان‌ها به کار می‌رود.

تعالی سازمانی، برداشت نظری و تئوریک نیست بلکه کسب و ارائه نتایج ملموس و قابل مشاهده‌ای است که مبتنی‌بر شواهد بوده، پایداری و دوام داشته باشد.

در پاسخ به نیاز سازمان‌ها برای عملکرد برتر، دانش مدیریت توسعه یافته و فنون و نظام‌های گوناگون مدیریتی عرضه شده است که در ارتقای بهره‌وری نیز نقش ارزنده و شایسته ایفا کرده است. در دهه‌های اخیر، سرعت و تنوع، توسعه علوم و فنون و نظام‌های مدیریت به حدی بوده که نوعی آشفتگی ذهنی و دشواری انتخاب در واحدهای کسب و کار ایجاد کرده است. مدل‌های تعالی کسب و کار، در پاسخ به این نیاز شکل گرفته‌اند که مجموعه فنون و نظام‌های مدیریتی را در قالبی یکپارچه و سازگار با عملکردهای مؤثر و کاربردی آسان در اختیار بنگاه‌ها قرار دهند.
دستیابی به تعالی، مستلزم تعهد مدیریت و پذیرش مفاهیم اساسی است. این مفاهیم از پیکره علمی- که به مدیریت کیفیت جامع معروف است- به دست می‌آید و عبارتند از:

1- مشتری محوری

2- رهبری

3- مشاركت كاركنان

4- رویكرد فرآیندی

5- نگاه و رویكرد سیستمی به مدیریت

6- بهبود مستمر

7- رویكرد واقعی به تصمیم گیری

8-  ارتباط با تامین كنندگان و شركاء

مدل‌های تعالی سازمانی به عنوان ابزاری فراگیر و با نگرش جامع به تمامی زوایای سازمان‌ها به کمک مدیران می‌آیند تا آنها را در شناخت دقیق‌تر سازمان یاری کنند. این مدل‌ها برای سنجش و مقایسه عملکرد سازمان‌ها نیز به کار می‌روند و سازمان را قادر می‌سازند تا میزان موفقیت‌های خود را در اجرای برنامه‌ها در مقاطع زمانی مختلف، ارزیابی کنند، نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کرده و پروژه‌هایی را تعریف کنند و به سمت تعالی، سوق دهند.

 

اصل اول : مشتری محوری

 

سازمان می بایست با توجه به نوع مشتریان نیازها و انتظارات فعلی و آتی مشتریان را درك كرده و الزامات و نیازمندیهای آنان را تامین نموده و فراتر از انتظارات آنها اقدام نماید. حال با توجه به تعریف در صورتی كه سازمان مشتری محوری را بصورت دقیق استقرار دهد می بایست انتظار داشت تا نتایج ذیل حاصل شود.

- افزایش میزان فروش سازمان بصورت مستمر و تجمعی

- كاهش هزینه ها

- تقویت عملیات مالی سازمان

- كاهش شكایات مشتریان

- افزایش توانایی سازمان در رسیدن به برنامه های تعریف شده و تعهدات سازمان

- درك یكسان و شفاف و بهبود یافته از نیازمندیهای مشتریان

- افزایش مشتریان راضی و وفاداری آنان به سازمان

- بهبود ارتباطات با مشتریان

- افزایش مشتریان دائمی كه همیشه سازمان را انتخاب می كنند.

- افزایش سهم بازار فروش در بازار در كنار سایر رقبا

- ارائه تصویر جذاب از سازمان در میان مشتریان

 

اصل دوم : رهبری

 

رهبران سازمان می بایست در اهداف سازمان و جهت  گیری های سازمان وحدت رویه ایجاد نمایند . آنها می بایست محیطی را ایجاد و حفظ نمایند كه كاركنان كاملا درگیر اهداف و امور سازمانی شده و در دسترسی به اهداف مشاركت داشته باشند. مدیران ارشد همانند رهبران سازمان می بایست سازمان را طوری رهبری نمایند كه از استمرار و بقا ءسازمان در بلندمدت اطمینان یابند . برای اجرای این مسئولیت مدیریت ارشد می بایست حس اعتماد و رازداری و صداقت را در سازمان ایجاد كرده و محیطی را ایجاد نمایند كه كاركنان به امر یادگیری وخلاقیت پرداخته و بین نیازها و انتظارت طرفهای ذینفع توازن برقرار نمایند . هنگامی كه رهبر سازمان دراستقرار موارد فوق مشاركت و حمایت نماید، می بایست نتایج مالی و اقتصادی ذیل از سازمان حاصل شود.

- افزایش نوآوری و خلاقیت بهبود در نظام بودجه ریزی سازمان

- بهبود جریان نقدینگی سازمان

- افزایش اثربخشی و كارایی فرآیندهای سازمان

- بهبود ارتباطات سازمانی

 

اصل سوم  :مشاركت كاركنان

 

كاركنان در كلیه سطوح روح و عصاره سازمان هستند و در مشاركت كامل آنان، توانایی ایشان را افزایش داده و این امر منجر به ایجاد مزیت هایی در سازمان می شود. كاركنان سرمایه دانشی سازمان و منبع معنوی و باهوش یك سازمان هستند ، موقعی كه مدیریت ارشد از این نیروی انسانی بنحو احسن استفاده نماید مزیت های زیر می بایست ایجاد شود.

- ایجاد محیط امن، سالم وبهداشتی برای كاركنان

- جذب و نگهداری نیروی انسانی سالم

- نیروی انسانی قوی ، با انگیزه ، صلاحیت دار و نیروی مشاركت جز گروههای كاری

- ایجاد سازمانی چابك ، خلاق و خلق سازمان یادگیرنده

- ایجاد فضای باز طرح مسائل و مشكلات در سازمان

- درك اهمیت نقش كاركنان در سازمان

- مسئولیت پذیری در عملكردها

- ایجاد حس مالكیت و مسئولیت در حل مشكلات كاركنان

- درك محدودیتهای سازمان توسط كاركنان

- اجرای فعالیتهایی به منظور افزایش شایستگی ، صلاحیت و تجربه ها

- كاهش هزینه های آموزشی و آماده سازی تغییرات سازمانی

- انطباق بیشتر اهداف فردی و سازمانی

 

اصل چهارم : رویكرد فرآیندی

 

نتایج مطلوب واثر بخش موقعی ایجاد می شود كه منابع و فعالیتهای تخصیص داده شده بعنوان یك فرآیند مدیریت شوند.

یك فرآیند مجموعه ای از فعالیتها است كه ارتباط و تعامل بین آنها برقرار می شود تا ورودیها را به خروجی ها تبدیل كند . این روشی است كه ارزش را به سازمان اضافه می كند و بعبارت دیگر ارزش افزوده فعالیتها موقعی حاصل می شود كه عملیات سازمان بصورت موفق و با رویكرد فرآیندی مدیریت شوند. نتایج مورد انتظار اقتصادی ومالی ناشی از بكارگیری رویكرد فرآیندی عبارتند از :

- بهبود در فرآیند برگشت سرمایه

- بهبود در فرآیند تخصیص منابع

- كاهش هزینه های پرت شده در سازمان

- كاهش هزینه فرآیندها

- كاهش زمان تحویل محصول به بازار

- حداقل سازی ریسك های سازمان

- دسترسی به ارزشهای بالا در فرآیندهای سازمانی

- نتایج قابل پیش بینی و بهبود مستمر نتایج

- كاهش زمان تولید محصول

- كاهش زمان توقعات تولید

- دسترسی به بهره وری بالاتر

- دسترسی به مزیت های رقابتی

- بهبود در درك ورودیها و خروجی فرآیندها

- افزایش اثر بخشی ارتباطات داخلی و خارجی

- بهبود در جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و تفسیر آن

 

اصل پنجم : رویكرد سیستمی به مدیریت

 

شناسایی ، درك و مدیریت فرآیندهای مرتبط بعنوان اجزاء یك سیستم منجر به افزایش اثربخشی و كارائی و دسترسی به